{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاراگاه جوان

کاراگاه جوان
Part:37
ا.ت:آفرین
جیمین:*خنده
ا.ت:به چی میخندی
جیمین:هیچی یکم بشینیم بعدش باید برم دیگه خودت که میدونی
ا.ت:اره
یه ۳ ساعت نشستیم که بلند شدم برم
جیمین:من دیگه میرم پرنسس
ا.ت:باشه عشقم موفق باشی
جیمین:مرسی
بوسیدمش و خدافظی کردم و رفتم سوار ماشین شدم رفتم محل کار
جیهون:سلام قربان
جیمین:سلام توام میای
جیهون:بله قربان
جیمین:مگه قرار نبود استراحت کنی حالت خوبه ؟
جیهون:بله قربان
جیمین:خوبه
مینگی:سلام قربان
جیمین:سلام همه آمادن
مینگی:بله ساعت چنده میریم
جیمین:مهمونی ساعت چنده شروع میشه
مینگی:۷
جیمین:باشه پس ما ۷و نیم راه میرفتیم
مینگی:بله
(ساعت ۷ونیم)
راه افتادیم حدود ۱۵ مین تو راه بودیم
جیمین:طبق نقشه جلو میریم حواستون جمع کنین بقیه مافیایی ها نباید با خبر بشن یا نه برامون بد میشه
جیهون:بله قربان
جیمین:خوبه پس شروع کنین
ادامه دارد.....
لایک و کامنت یادتون نره گوگولیام 😘
دیدگاه ها (۴)

کاراگاه جوان Part:38رفتیم سمت ورودی که بادیگاردا اومدن جلومو...

عسلمون فالوشه @jiminshii

کاراگاه جوان Part:36(جیمین )داسام:پسرم..پسرم بیدار شو جیمین:...

عشق دو طرفه پارت ۱۴

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط