{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاراگاه جوان

کاراگاه جوان
Part:38
رفتیم سمت ورودی که بادیگاردا اومدن جلومون
بادیگارد:کی هستین معلومه جزو مهمونا نیستین
جیمین:بله نیستیم پسرا
جیهون و مینگی با چند نفر بادیگاردا رو گرفتن و بیهوش کردن چند تا از کسایی که کنارمون بودن به جای بادیگاردا وایسادن و ما رفتیم داخل طوری رفتار کردیم که مشکوک نباشه و رفتیم طبقه دوم رفتم اتاق کار یوچان قرار بود جیهون و مینگی بکشنش اینجا بعد ۵ مین یوچان اومد داخل با دیدنم تعجب کرد پشت سرش چند تا از پلیسامون اومدن
جیمین:چیه تعجب کردی
یوچان:اینجا چیکار داری بادیگاردا بگیرینش*اخم
جیمین:هه بگیرینش بچه ها
ازپشت گرفتنش
یوچان:چه خبره
جیمین:شما به جرم قتل چندین نفرو ضرب و شتم خانگی بازداشتین
یوچان:لعنتی
مخفیانه از در پشتی بردیمش بیرون و سوار ماشینش کردیم بردیمش بازداشتگاه و زندانیش کردیم
جیمین:گرفتنت از چیزی که فکر میکردم راحتر بود
یوچان:هه که اینطور میتونم برات سخت و مرگ بارش کنم میتونم طولانیش کنم یا حتی بکشمت
جیمین:هه به همین خیال باش کیم یوچان
یوچان:هه میبینی
جیمین:اوکی
مینگی:قربان بیاین بریم شام بخوریم
جیمین:باشه
رفتیم رستوران بغلی و سفارش دادیم و شروع کردیم به خوردن
جیمین:مینگی یکم براش غذا ببرین بدبخت گناه داره
مینگی:چشم
بلند شد یه غذا گرفت و رفت
(مینگی)
بلند شدمو غذارو گرفتم رفتم بازداشت گاه
مینگی:مردک برات غذا اوردم
یوچان:با من درست حرف بزن بچه من همسن پدرتم
مینگی:پدر من همچین آدم کثیفی نیست
غذا رو بردم بدم بهش که نشد
مینگی:لعنتی باید بازش کنم
کلیدارو از رو میز برداشتم یوچان داشت شیطانی نگام میکرد نمی دونم چرا ولی اهمیت ندادم رفتم سمت در و بازش کردم که یهو...
ادامه دارد.....
لایک و کامنت یادتون نره خوشملا😍🙃
دیدگاه ها (۲)

کاراگاه جوان Part:37ا.ت:آفرین جیمین:*خنده ا.ت:به چی میخندی ج...

عسلمون فالوشه @jiminshii

کاراگاه جوان part: 6(روز بعد) خب تهقیقات شروع شده از همه پرس...

.. MY DOLL.. ویو ی ا.ت رفتیم لباسامون رو عوض کردیم و اومدیم ...

عاشقان حسود پارت ۷ جونگ آه رفت روی کاناپه که ته و کوک اومدن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط