{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

:

:
نقش آغوشت کشیدم
اتفاق افتاد عشق
بوسه های داغ چیدم
اتفاق افتاد عشق
هرچه از زلف پریشانت
پریشانتر شدم
چون به چشم تو رسیدم
اتفاق افتاد عشق
دیدگاه ها (۱)

من دلم انگور میخواهد"چو تاکستان بخنداز لبت یاقوت می بارد " ا...

#زنـدگی#جـزنفسی نیـست !!! غنیـمت شمـرشنیـست امیـد" کـه همـوا...

❤❤❤❤❤❤❤

هر که می بینیبه بویی زندگانی می کندزندگانی کردن صاحب دلان از...

منو تو آغوشت بگیر...چون آغوشت مقدسمه عمر من‌‌‌‌‌!آغوشتو به ج...

#سلام_علی_آل_یاسینهرچه آه از دل کشیدم روی زیباتُ...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط