{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو درخاستی

سناریو درخاستی

پارت سوم

ایسارا:کی هستی؟
ریندو:من یکی از اعضای بونتن هستم
ایسارا:منو چرا آوردی اینجا؟
ریندو:چون دوست ندارم اون مردا بهت نگاه کنن ت مال منی(اثرات زیاد ت پولی باز بودنه 🤣🤣)
ایسارا:یعنی چی؟
ریندو:ت مال منی تا دوست داشته باشم و من نمیخام چیزی ک مال منه رو با بقیه ب اشتراک بزارم
ایسارا:....
ریندو:خب پرنسس خودت انتخاب کن باهام میمونی یا با زنجیر کنار خودم نگهت میدارم (چقدر شبیه حرفای ران هست🤣🤣)
ایسارا:نمیدونم
ریندو:پس پیشم میمونی
ایسارا:اما من ت رو نمیشناسم
ریندو:منم ت رو نمیشناسم
ایسارا:اشکال نداره
ریندو:میدونی من خیلی دوست دارم نمیتونم ازت چشم بردارم خیلی قشنگ هستی چشمای صورتی موهای نقره ای...
ایسارا:آخییی اشکال نداره میتونیم باهم دوست باشیم
ریندو:واقعا؟مرسی
ایسارا :خواهش
ریندو :من میرسونمت خونتون
ایسارا:ممنونم
پا میشن میرن خونه ی ایسارا بعد چن وقت ریندو می‌ره خواستگاری ایسارا بعد ایسارا رو میگیره بعد هم تا ابد با خوشی زندگی میکنند






ببینید چ‌ مهربونم ت ی روز س تا پارت دادم مثل من پیدا نمیشه
دستمو ببوسید🫳🏻🫳🏻
دیدگاه ها (۲۱)

بک بدیم تا ۲۰ اگه ایشون https://wisgoon.com/molox با بکات فا...

بچه ها من سناریو درخاستی هم می‌نویسم ی چی درخواست بدید با ژا...

سناریوی درخاستیپارت دوم ناگهان ریندو تصمیم میگیرد ک ایسارا ر...

سناریو ی درخاستیپارت اولنویسنده:فرنیا/فرنی(فقط دوستای صمیمیم...

سناریو توکیو ریونجرز

پارت سه #رماناز دید پسر هولیهو یه پسر اومد و گفتفلیکس:هی دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط