عروس فراری p
عروس فراری p3
من با مارت جدید بلاخره اومدمممممم
ویو ا/ت
وقتی رو تختم دراز کشیدم بعد از دو سال حس کردم رفتم بهشت کم کم چشام گرم شد و به خواب فرو رفتم .......
.........
........
.........
۱ ساعت بعد
......
ا/ت یهو از خواب پرید و رو تخت نشسته مو هاش هم ژولیده پولیده شده بود
ا/ت *: اه خواب اون لعنتیا رو دیدم *
ا/ت بلند میشه بره آب بخوره از پله های عمارت میره پایین که میبینه کوکو و ریندو و ران و سانزو پایین نشستن دارن حرف میزنن اولین باری بود که ا/ت میبینه تو عمارت چیزی جز لباس کار پوشیده بودن ( توجه کنین مهمه )
وقتی ا/ت رو میبینن ساکت میشن
کوکو : مگه نخوابیده بودی ؟
ا/ت : چرا ولی اون لعنتیا تو خواب هم ولم نمیکنن
میره وست کوکو و ریندو میشینه
ا/ت : خب داشتین چی میگفتین ؟
سانزو : از شتک شدن هوشیزاوا میگفتیم( نیشخند )
ا/ت : وای اون ایش
کوکو : نمیخواین بحث اون روز رو تموم کنین نه ؟
ا/ت : مگه چی بود ؟
و سرش رو میزاره رو شونه کوکو
ران : یادت نیست ؟
ریندو : همون روز بود که با کوکو رفتی بیرون و بردنت
ا/ت : هوفففففف
همه : ...........
ا/ت : واییییییییییی لباسممممممممممممممم !!!!!
ریندو : چتهههههههههههه کر شدیممممممم
کوکو هم مات و مبهوت فقط به یه نقطه خیره شده بود چون ا/ت کنار گوشش جیغ بنفش زده بود
ران : اهم.........کوکو ؟
ریندو : کوکو کر شدن رو رد کرد
سانزو : دو ثانیه نمیتونی دردسر درت نکنی ؟ ( به شوخی گفت ها)
ا/ت : وایسین خودم درستش میکنم
ا/ت بلند میشه و میره دلار میاره و میگیره جلوی دماغ کوکو ، کوکو هن سریع می گیرتشون
ا/ت : هاهاهااااا پول پرستتتتت
کوکو : پول پرست نباشم چی باشم ؟
سانزو بلند میشه و میره سمت بار
سانزو : میخورین ؟
ا/ت : عههه ( از اون عه های تعجبی نه )
سانزو : نه تو نه !
ا/ت : چراااا ؟؟؟؟
ران : همون همیشگی دیگه پرسیدن نداره
کوکو : هر کدوم رو اوردی اوردی
ریندو : فرقی نداره
ا/ت : عه منم میخواممممممم
ریندو تو هنوز بچه ای
و همه میزنن زیر خنده
ا/ت : خیلی بد جنسیننننن
خلاصه سانزو میاره مال اول مال ران رو میده دستش چند تا جیز هم با زبون اشاره میگن و میره سمت کوکو مال اونم میده دستش ( ا/ت وایساده بود)
میخواد مال ریندو رو هم بده که از قصد تنه ای به ا/ت میزه و ا/ت هم صاف میره بغل ریندو
ا/ت : هوی مرتیکههههه💢
سانزو : اعتراض داری ؟( درست نوشتم ؟)
ا/ت : الان توقع داری چی بگمممم
ران : پس اعتراضی نداری
ریندو یه دستش رو میندازه پشت ا/ت و با اون یکی دستش هم لیوان( لیوای) رو از سانزو میگیره و دوباره مشغول حرف زدن میشن حدود ۵ دقیقه بعد ا/ت خودش رو تو بغل ریندو یکم بالا میکشه و لیوان( لیوای) ریندو رو از دستش میگیره و ازش میخوره
ریندو دستش تو هوا مونده بود بقیه هم از تعجب دهنشون باز مونده بود
ران *: اخی اولین بوسه غیر مستقیمشون )
کوکو : خب سانزو داشتی تعریف میکردی
کوکو این رو گفت فقط برای این که جو رو عوض کنه و دوباره شروع به حرف زدن کردن ا/ت هم همون جا خوابش برد
خب امیدوارم به اندازه کافی طولانی شده باشه
الان نمیدونم از دست اونی که گذارش کرده بود ناراحت باشم یا خوش حال چون هم بیشتر پارت هاش رفت اکسپلور هم کنار هم قرار گرفتن 😂
مرسی بچه ها که هم نظر میدین هم لایک میکنین خیلی میدوستمتونننننن👾
من با مارت جدید بلاخره اومدمممممم
ویو ا/ت
وقتی رو تختم دراز کشیدم بعد از دو سال حس کردم رفتم بهشت کم کم چشام گرم شد و به خواب فرو رفتم .......
.........
........
.........
۱ ساعت بعد
......
ا/ت یهو از خواب پرید و رو تخت نشسته مو هاش هم ژولیده پولیده شده بود
ا/ت *: اه خواب اون لعنتیا رو دیدم *
ا/ت بلند میشه بره آب بخوره از پله های عمارت میره پایین که میبینه کوکو و ریندو و ران و سانزو پایین نشستن دارن حرف میزنن اولین باری بود که ا/ت میبینه تو عمارت چیزی جز لباس کار پوشیده بودن ( توجه کنین مهمه )
وقتی ا/ت رو میبینن ساکت میشن
کوکو : مگه نخوابیده بودی ؟
ا/ت : چرا ولی اون لعنتیا تو خواب هم ولم نمیکنن
میره وست کوکو و ریندو میشینه
ا/ت : خب داشتین چی میگفتین ؟
سانزو : از شتک شدن هوشیزاوا میگفتیم( نیشخند )
ا/ت : وای اون ایش
کوکو : نمیخواین بحث اون روز رو تموم کنین نه ؟
ا/ت : مگه چی بود ؟
و سرش رو میزاره رو شونه کوکو
ران : یادت نیست ؟
ریندو : همون روز بود که با کوکو رفتی بیرون و بردنت
ا/ت : هوفففففف
همه : ...........
ا/ت : واییییییییییی لباسممممممممممممممم !!!!!
ریندو : چتهههههههههههه کر شدیممممممم
کوکو هم مات و مبهوت فقط به یه نقطه خیره شده بود چون ا/ت کنار گوشش جیغ بنفش زده بود
ران : اهم.........کوکو ؟
ریندو : کوکو کر شدن رو رد کرد
سانزو : دو ثانیه نمیتونی دردسر درت نکنی ؟ ( به شوخی گفت ها)
ا/ت : وایسین خودم درستش میکنم
ا/ت بلند میشه و میره دلار میاره و میگیره جلوی دماغ کوکو ، کوکو هن سریع می گیرتشون
ا/ت : هاهاهااااا پول پرستتتتت
کوکو : پول پرست نباشم چی باشم ؟
سانزو بلند میشه و میره سمت بار
سانزو : میخورین ؟
ا/ت : عههه ( از اون عه های تعجبی نه )
سانزو : نه تو نه !
ا/ت : چراااا ؟؟؟؟
ران : همون همیشگی دیگه پرسیدن نداره
کوکو : هر کدوم رو اوردی اوردی
ریندو : فرقی نداره
ا/ت : عه منم میخواممممممم
ریندو تو هنوز بچه ای
و همه میزنن زیر خنده
ا/ت : خیلی بد جنسیننننن
خلاصه سانزو میاره مال اول مال ران رو میده دستش چند تا جیز هم با زبون اشاره میگن و میره سمت کوکو مال اونم میده دستش ( ا/ت وایساده بود)
میخواد مال ریندو رو هم بده که از قصد تنه ای به ا/ت میزه و ا/ت هم صاف میره بغل ریندو
ا/ت : هوی مرتیکههههه💢
سانزو : اعتراض داری ؟( درست نوشتم ؟)
ا/ت : الان توقع داری چی بگمممم
ران : پس اعتراضی نداری
ریندو یه دستش رو میندازه پشت ا/ت و با اون یکی دستش هم لیوان( لیوای) رو از سانزو میگیره و دوباره مشغول حرف زدن میشن حدود ۵ دقیقه بعد ا/ت خودش رو تو بغل ریندو یکم بالا میکشه و لیوان( لیوای) ریندو رو از دستش میگیره و ازش میخوره
ریندو دستش تو هوا مونده بود بقیه هم از تعجب دهنشون باز مونده بود
ران *: اخی اولین بوسه غیر مستقیمشون )
کوکو : خب سانزو داشتی تعریف میکردی
کوکو این رو گفت فقط برای این که جو رو عوض کنه و دوباره شروع به حرف زدن کردن ا/ت هم همون جا خوابش برد
خب امیدوارم به اندازه کافی طولانی شده باشه
الان نمیدونم از دست اونی که گذارش کرده بود ناراحت باشم یا خوش حال چون هم بیشتر پارت هاش رفت اکسپلور هم کنار هم قرار گرفتن 😂
مرسی بچه ها که هم نظر میدین هم لایک میکنین خیلی میدوستمتونننننن👾
- ۷۳۶
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط