{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
.
هوا آرام
شب خاموش
راه آسمان ها باز

خیالم
چون کبوترهای وحشی می کند پرواز
رَود آنجا
که می بافند کولی های جادو، گیسوی شب را

تنم را
از شراب شعر چشمان تو خواهم سوخت
برایت شعر خواهم خواند
برایم شعر خواهی خواند

تبسم های شیرین تورا با بوسه خواهم چید
وگر بختم کند یاری
در آغوش تو
ای افسوس
سیاهی تار می بندد
چراغ ِماه
لرزان از نسیم سرد پاییز است

هوا آرام
شب خاموش
راه آسمان ها باز
زمان
در بستر شب خواب و بیدار است ..


{ فریدون مشیری }
دیدگاه ها (۱)

شاهکار قافیه را ملاحظه بفرمایید:کرده ام از دستِ ایـن فرهنگ، ...

من غریبانه ترین شعر خودم را گفتمو تو لبریز ترین حق خودت را خ...

یوم العباس....

زنجان یوم العباس.سال 94

سناریو

⏝ׄ⏝⏝ׄ⏝‌꩜ @ارغوانم ꩜⏝ׄ⏝⏝ׄ⏝‌ارغوان،شاخه همخون جدا مانده منآسم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط