{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آرام باش عزیز من، آرام باش

آرام باش عزیز من، آرام باش
حکایت دریاست زندگی
گاهی درخشش آفتاب، برق و بوی نمک، ترشح شادمانی
گاهی هم فرو می‌رویم ، چشم‌های مان را می‌بندیم ، همه جا تاریکی است

آرام باش عزیز من
آرام باش
دوباره سر از آب بیرون می‌آوریم
و تلالو آفتاب را می‌بینیم
زیر بوتهطای از برف
که این دفعه
درست از جایی که تو دوست داری
طالع می‌شود ...

#شمس_لنگرودی
دیدگاه ها (۰)

عشق کودکانه از این اصل پیروی میکند که:" من دوست دارم چون دوس...

عزيز من!خوشبختى، نامه‌اى نيست كه يكروز، نامه‌رسانى، زنگ درِ ...

این است چیزی مقدس برای دیدن؟در سر زمینی که غنی و ثروتمند است...

در دور دست آمدن روزشعر بلند و روشن بیداریتضمینی از ترانه ی ش...

آرام باش عزیز من، آرام باشحکایت دریاست زندگیگاهی درخشش آفتاب...

امن ترین خطرپارت ۱۵«لحظه‌ای قبل از سقوط» هوای زیرزمین سنگین ...

Death and Balm:2 مرگ و مرهم لورن با کنجکاوی از جا برخاست و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط