عشقم مثل پرنده ای بود ک درون قفس قلبم زندانی بود

عشقم مثل پرنده ای بود ک درون قفس قلبم زندانی بود.....
اما یه روز بی خبر از اینکه پرنده ی قلبم عاشق بازی با پرندگان دیگراست دَرِ قفس را باز گذاشتم و او پرکشیدو رفت....
حالا من مانده ام و یه قفس خالی....😔 😔
@Fazghameeeee
دیدگاه ها (۳۸)

✍ ســــ🍷 ـلامـتے خودم ڪہ مشروبو ترڪ کرده بودم ولے هنوز ســـ...

من و بازیمهمین الان

حوصله م سر رفت یکیییی بیاد بحرفیم

عالیهبهزاد همدم تنهاییام

همینطوری خلاصه منم دقیقا مثل ملا نصرالدین😔 داشتم به خبر های ...

پارت پنجاهو هشتلنا**دیگه برگشتیم ع مهمونی فقط خودشون موندن ب...

شبی ک ولم کردی...اون شب بارون میبارید...یوری با قیافه ای شوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط