{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p4🦊🦊

p4🦊🦊
بیو فاکسی

* من کوچولو نیستم هیچیم نیست
اومد نزدیک صورتم و دستشو گذاشت رو لپم و به چشمام خبره شد
_ ولی چشمات اینو نمیگه
خیلی دلم میخواست داد بزنم ولی لال بودن برای همین ناخداگاه زدم زیر گریه و اونم با دیدن اشکام منو بغل کرد منم سرمو تو گردنش قایم کردم بوی خوبی میداد
- هی اروم باش مطمعن شدم یه چیزی شده پس بهم بگو
ازش جدا شدم و با بغض شروع به تایپ کردن کردم اونم ماشین رو روشن کرد و راه افتاد ولی چشمش همش به گوشی بود
* امروز معلمم گفت که از روی فلان صفحه بخونم منم چون نمیتونستم یکی از بچه ها گفت این لاله و همه زدن زیر خنده و این تیکه پرونیا تا دم در ادامه داشت
؛- اگه دستم بهش برسه
گوشی رو خاموش کرد و گذاشتش کنار امیدوارم کار بدی نکنه
نگاه ساعت کردم دیر بود
* هی زود تر برو مشتری دارم
هیچی گوشیشو خاموش کرده بودو تو فکر بود زنگش زدم اما سایلنت بود زدم بهش
- ها چی شده
به گوشی اشاره کردم گوشی رو روشن کردو بعد با سرعت بیشتری رفت رسیدم مغازه و دیدم مشتریم نشسته داخل
رفتمو کارو تحویل دادم دیدم هنوز هم وایساده
* من تمومم
- میرسونمت خونه
رفتم سوار ماشین شدم و رفتیم خونه ی من
با دست اشاره کردم بیاد تو دونم اومد و نشست روی مبل
* چیزی میخوای
- نه ولی گشنمه
* باشه
شروع کردم به درست کردن نودل و دوک بوکی
اومد تو اشپز خ. نه و کنار من وایساد
- چیکار میکنی
به غذا اشاره کردم
- اهاااااا

رفتم سمت یخ چال

بیو ریچر

رفت سمت یخچال درو که باز کرد بتری داشت میوفتاد پایین رفتم سمتشو بتری رو گرفتم و اون بین منو یخچال موند... من که از خدام بود ⠒̫⃝
همینجور چشم تو چشم بودیم که بو سوختنی اومد سریع رفتم زیر سوال خاموش کردو غذا اورد
* بشین
نشستم شروع کردیم به خوردن که تلفنش زنگ خورد رفتم جواب داد

بیو فاکسی

گوشی رو جواب دادم فهمیدم همون پسره
/ هی سلام چی شده چرا جواب نمیدی دارم باهات حرف میزنم هوووووی مگه لالی... اها الان یادم اومد تو. لالی ( خنده) /
منم اشکم درومد ریچر سریع گوشیو ازم گرفت
- هوی حرومی یه بار دیگه دورو بر فارسی پیدات شه من میدونم و تو فهمیدی
/ تو کدوم خرب هستی/
- من.. من دوسپسرشم ریچر
/ چی... چی همون ریچر معروف/
- اره چی شد مو ادب شدی
/ غلط کردیم /
گوشی رو قطع کرد از چیزی که گفته بود شکه شده بودم دوسپسر مگه میشه
- ببخشید مجبور شدم اینو بگم جدی نگیر
یکم خیالم راحت شدو بقیه ی غذا رو خوردین


تا پارت بعدی بوووووس
دیدگاه ها (۳)

ᑭ5 🦊🦊🦊بیو فاکسی من غذامو تموم کردمو از میز بلند شدم رفتم پای...

ᑭ6 🦊🦊🦊بیو فاکسی من زود تر بیدار شدم هنوز خوابو بیدار بودم رف...

ᑭ3🦊🦊بیو فاکسی* لجباز عمته یابو - پس بد دهنم هستی * به تو چه ...

ᑭ2🦊🦊بیو فاکسیتا کارگاه اسکیت سواری کردیم وقتی رسیدیم به کارگ...

ᑭ8بیو ریچرانگون انگون اومد نشست روی میز معلومه دیشب بهش سخت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط