{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای کاش! کسی بود که غمخوار دلم بود

ای کاش! کسی بود که غمخوار دلم بود
مانند غزل های خودم، یارِ دلم بود

عاشق شده بودم دلم از درد، نمیرد
آری سخن عشق، پرستارِ دلم بود

هرجا نفسم تنگ شد آمد غزلی نو
غم بود ولی قافیه، غمخوار دلم بود

بازار وفا بود و حراجی محبت
یک رهگذرِ مست، خریدار دلم بود

یک بوسه فقط، مطلع دل میشد و آنجا
سمفونیِ هر شعر، دگر کار دلم بود

خال و خط و ابرو و لبش رنگ خدا داشت
من بنده ی او بودم و دادار دلم بود

رفته است از این کوچه ی بن بست همانکه
همسایه ی دیوار به دیوار دلم بود

حالا بگذارید که عاکف بنویسد:
او ماه ترین ماهِ شبِ تار دلم
دیدگاه ها (۱)

ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﺩﻟﻢ ﺟﺰ ﺗﻮ ﮐﺴﯽ ﻫﻤﺴﻔﺮﻡ ﻧﯿﺴﺖﻣﺴﺘﺎﻧﻪ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻧﺎﺯ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺑﻪ ﺳ...

اثری نمانده از من، به جز این دو دست خالینه ترانه ای نه شعری ...

قلبت که بی نظم زد ، بدان که عاشقی ...اشکت که بی اختیار سرازی...

خدایا دیشب خواستم بابت هر گناهی که کرده ام شمعی روشن کنم...س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط