{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بردی از یادم بر این ماتم عزادارم هنوز

بردی از یادم بر این ماتم عزادارم هنوز

اعترافی تلخ خواهی؟ دوستت دارم هنوز

 

گرچه از آغوش بی مهرت بریدم یک زمان

خاطراتت را فلانی پاس می دارم هنوز

 

گاه گاهی با خیالت هم به خلوت می روم

حال می پرسم ز چشمانت هوادارم هنوز

 

روزگاری در پی ام مجنون و شیدا بوده ای

با همان ایام شیرین غرق پندارم هنوز

 

دیگران با طعنه گاهی از تو صحبت میکنند

وای بر من بی وفایی را وفادارم هنوز

 

ماه و سالی طی شده از روزگار عاشقی

سالها هم بگذرد من دوستت دارم هنوز

 

لیک آقا حرفهایم اعترافی بیش نیست

دوست تر دارم غرورم را نگه دارم هنوز   ..

 

بتول مبشری
دیدگاه ها (۱)

بردی از یادم بر این ماتم عزادارم هنوزاعترافی تلخ خواهی؟ دوست...

اعترافی تلخ خواهی؟ دوستت دارم هنوزگرچه از آغوش بی مهرت بریدم...

گرچه از آغوش بی مهرت بریدم یک زمانخاطراتت را فلانی پاس می دا...

گرچه از آغوش بی مهرت بریدم یک زمانخاطراتت را فلانی پاس می دا...

#دلنوشته_خودم

#دلنوشتهقلم.بنویس.دردم.رابرای تو می نویسم که تو فقط بخوانیمر...

برای تو مینویسم که تو فقط بخوانی مرا ببخش اگر از گونه هایم ...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

عشق اول

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط