{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ماهتابی بود و تو در ظلمت شب گم شدی...

ماهتابی بود و تو در ظلمت شب گم شدی...
بعد از آن هیچ د‌ِگر یادم نیست...
دیدگاه ها (۲)

داشت در یک عصر پاییزی زمان می ایستادداشت باران در مسیر ِناود...

من به غمگین ترین حالت ممکن شادمتو به آشوب دلم ثانیه ای فکر ن...

خلق را تقلیدشان بر باد دادای دو صد لعنت بر این تقلید باد ......

خدایادر تاریکی‌هایی که راه را گم کرده بودمو حتی نور، نشانی ا...

مکس پرستار ابی نبودش مگ_

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خویشدیدم که در آن آینه هم جز تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط