{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من به غمگین ترین حالت ممکن شادم

من به غمگین ترین حالت ممکن شادم
تو به آشوب دلم ثانیه ای فکر نکن
گرچه نابود شدم پای غرورت اما
از غرور و لج و لجبازی خود کم نکن
اگر این قصه ی شیرین به تلخی رسید
تو به پایان بد قصه ی من فکر نکن
روزگاریست دلم را به تو عادت دادم
تو به این مرد بد عادت ذره ای فکر نکن... .
#حسین_نعمتی
دیدگاه ها (۵)

ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻋﺎﺷﻖ ِ ﮔﯿﺴﻮﯼ ِ ﮐﻤﻨﺪ ﺍﺳﺖﻣﻮﻫﺎﯼِ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻋﺼﺮِﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﺯ...

چایِ من لبریز و لب دوز است و لب سوز است، آی! می خوری با من ت...

داشت در یک عصر پاییزی زمان می ایستادداشت باران در مسیر ِناود...

ماهتابی بود و تو در ظلمت شب گم شدی... بعد از آن هیچ د‌ِگر یا...

دارم خاطراتمون رو مرور می‌کنم؛ لرزشِ دستم را حس می‌کنم وقتی ...

سرت را بگذار روی سینه های من جز لابلای این باغ پارچه ای دیگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط