{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در گذرگاه زمان

در گذرگاه زمان
خیمه شب بازی دهر
با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد
عشق ها می میرند
رنگ ها رنگ دگر می گیرند
و فقط خاطره هاست
که چه شیرین و چه تلخ....
دست ناخورده به جا می مانند...


#مهدی_اخوان_ثالث

‎‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۱)

چون قیاسش می‌کنی با من، پس از من هرکسیهر چه گوید عاشقم، می‌گ...

نگرد، نیست! که پیش از تو هر که جُست نبودکه عشق حادثه‌ای جز ت...

"مرد بودن" مطلقا به جنسیت نیست!به حرف نیست..و به سن و سال هم...

ای که می گویی طبیب قلب های عاشقیکاش دردم را نیفزایی، مداوا پ...

داستان اما و دکستر است؛ دو نفری که هر سال در یک روز مشخص، دو...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

من را به سرزمینی ببر که نامش آرامش باشد؛جایی که سکوت، زبانِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط