{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح شد

.
صبح شد...
چشم بگشای که خورشید شِکُفت
باز کن پنجره را با دمِ صبح،
باید از خانه‌ی دل گَرد پریشانی رُفت..!
.
_سلمان هراتی
دیدگاه ها (۳)

.عشقِ تو،باران بودکه بی پروا بارید بر شانه های خسته ام،لعنت ...

. پیرمردی ضعیف و رنجور تصمیم گرفت با پسر و عروس و نوه ی چهار...

.بند کن زلف جهان آشوب راگر نمی‌خواهی جهانی را خراب._اوحدی

صبح آمد🌨☃خانه را در بر گرفت🏠دل هوایتازه ی دیگر گرفت🤍❄️باز کن...

🌦 صبح آمد…و مولانا در گوش جان زمزمه می‌کند:برخیز!جهان منتظر ...

🎄🦌باز پگاهی دیگر ...امروز برای خانه ی همسایه ات نور آرزو کنب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط