{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودکی‌ام نشسته بود روی سه‌چرخه

کودکی‌ام نشسته بود روی سه‌چرخه
شیطنت می‌کرد
بوق می‌زد
دلخوش بودم به بودنش
یکهو حواسم پرت شد،
رکاب زد و دور شد...
آنقدر تند و سریع از من دور شد که
من به گرد پایش هم نرسیدم...
کاش کسی چرخ‌های سه‌چرخه‌اش را پنچر می‌کرد
کاش می‌ایستاد تا کمی نفس تازه کند
کودکی که هیچ‌گاه خسته نمی‌شود،
هیچ‌گاه متوقف نمی‌شود...❤
دیدگاه ها (۲)

جنگل نفرین شده پارت ۱

سناریو

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۲ — لو رفتی رها!جونگکوک از وقتی تهیونگ ...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۶ چند روز از اعتراف چانگبین و جونگین ...

یوکی با آن نگاه شیطنت‌آمیزش چند ثانیه به سانمی خیره ماند.سان...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p80محکم...اما نه اون‌قدر که درد بگیره.نی...

🎭 آخرین نقشپارت چهارم— دوربین آماده‌ست!لیانا نفس عمیقی کشید ...

هنوز چند دقیقه از شروع کلاس‌ها نگذشته بود که صدای بحث از راه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط