{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صدا که میاید

صدا که میاید
چشمانم را میبندم
آغوش تو را دارم
چه محکم و خواستنی
به ثانیه کشیده نمیشود
رها میشوم ازتو و حصار تنگ تو
خیالاتم اوهامی بیش نبود
دیدگاه ها (۱)

دوستت دااااااااااارمبه اضافه ی سه نقطه ...تا بدانیمن و دوستت...

برای تو که از مرگ ارزشمند تر و از جان خوار تر بودی :حالم خوش...

تیغ ، روی دستم گذاشتم و کشیدم .دستم سوخت و خون تراوش کرد .با...

حصار گل سرخقسمت نوزدهمفردا که شب شد،داشتم مسواک میزدم که بخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط