{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گل خونی

گل خونی
پارت 3
و حاضرم کار اشتباهی کرد تنبیه ش کنم  وای پسر چه فکری ( خنده) وای الان چیشد بعدض مودتا خندیدم اونم  بخواطر  یک نفر 
دوست تهیونگ  پوشت سر تهیونگ درحال شنیدن حرف های تهیونگ  نامجون همون لحظه بابا بریکلاهههه ( با خنده) نامجون در حال صحبت کردن با تهیونگ
تهیونگ بیا بریم شرکت دیر شود
تهیونگ باشع
وقتی تهیونگ رفت برادر جونگکوک تاسرهده مرگ جونگکوک رو زد و یک جور شوده بود که جونگکوک میگفت لطف تمومش کن  برادر جونگکوک با خنده الان زنگ میزن خدمت کارم تا ماشین رو بیاره بریم خونه
جونگکوک میگه ت.. تت.. تورو خدا به بابا نگو ( با ترس و استرس) 
برادر جونگکوک پس یک شرط داره  تو باید بری شماره ی من. به کیم تهیونگ بدی
جونگکوک ک..کک..کی هست
برادر جونگکوک به تو مربوط نیست
جونگکوک با.. باشع
برادر جونگکوک ادای جونگکوک رو در میاره با..باشع
و جونگکوک ناراحت میشه........
دیدگاه ها (۰)

گل خونیپارت 2 جونگکوک صبح روز بعد وقتی که کبودی های بدنش یکم...

dangers love (pt 8)جیمین به نزدیکای کلوپ رسید،با تعجبی بسیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط