{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گل خونی

گل خونی
پارت 2
جونگکوک صبح روز بعد وقتی که کبودی های بدنش یکم بهتر شوده بود درحال رفتن بودتهیونگ که داشت از محوریت برمیگشت توی راه جونگکوک رو دید که جونگکوک داشت به یک پیرزن کمک میکرد همون موقع که داشت پلاستیک های میوه های پیرزن رو ببره لباس جونگکوک به یک چیز تیز بر روی دیوار خورد و پاره شود که تهیونگ بدن جونگکوک رو دید کبود بود و همه داشنت به جونگکوک نگاه میکردن بعد برادر خوانده ی جونگکوک امد و دید لباس جونگکوکپاره شوده و کبوده و همه دارن بهش نگاه میکنن و برادر جونگکوک کوتشو در اورد و روی جونگکوک انداخت و جونگکوک رو برد داخل کوچه در حالی که تهیونگ‌داره تقیب شون میکنه برادر جونگکوک جونگکوک رو میبره توی کوچه تاریخ هونجا بردار جونگکوک میزنه توی گوش جونگکوک و بهش میگن نفلیه اشغال تو میخواستی مارو لو بدی
جونگکوک م..مم.من فف.. فقط میخواستم به اون پیرزنه کمک کنم(استرس) برادر جونگکوک وایستا اگر به بابا نگفتم درحالی که تهیونگ نگاه شون میکنه ولی صداشونو نمیشنوه جونگکوک زانو میزنه و میگه التماست میکنم به پدر نگو ( با ترس) ( برادر جونگکوک با پوزخند کثیف)
تهیونگ داره فکر میکنه( نکنه اون دوست پسرشه اگر این دوست پسرش باشع و رابطه شون اینه ارباب و برده باشع من حاضرم دوست پسرش باشم ) و......
دیدگاه ها (۰)

اخدا جونگکوک

بی تی اس 💜

*تکپارتی*تهیونگ یه گوشه تو کمد لباس ها قایم شده بود و داشت ب...

"بوسه آتش بر گونه رز"part 23جونگکوک ماگ های قهوشون رو میاره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط