{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

fake kook

fake kook
part³¹ ③①

رفتیم خونه از خستگی خوابم برد

شب
با جونگگوک قرار داشتم
✓: کجا
ا/ت: مامان میخوام برم بیرون
✓:سریع برگرد
ا/ت: باشه
رفتم بیرون با جونگگوک باهم داشتیم دور میزدیم
کوک: خسته نیستی
ا/ت: نه من خوابیدم یعنی استراحت کردم راستی بابام بهت چی میگفت
کوک: چرت و پرت درباره تو
ا/ت:درباره بابام درست رفتار کن چی گفت؟
کوک:خب بزار بهت بگم گفت که اگه اینجوری نبود ما میزاشتیم شما باهم ازدواج کنید
ا/ت: تو گفتی که ما باهم قرار میزاریم؟
کوک: نه
ا/ت: پس چی؟
کوک: گفت که تو قبلا ازدواج کردیو جدا شدیو افسردگی گرفتت
ا/ت: چی؟
کوک: من به زور جلو خنده خودمو گرفته بودم
ا/ت: بابام بهت اینحرفارو زد
کوک: اره ا/ت بابات خیلی باحاله ولی حیف که خیلی دروغ میده
ا/ت:بهت گفتم درباره بابام درست صحبت کن بابام دروغ نمیده
کوک: پس این حرفا چی بود
ا/ت: حقیقت داشتن
کوک: چی حقیقت باشه منم باور کردم
ا/ت: راست میگم چهار سال پیش من ازدواج کردم ولی سال بعدش جدا شدم
کوک: ا/ت
ا/ت: راست میگم نمیخواستم بهت دروغ بدم
کوک: ا/ت
ا/ت: میدونم باور نمیکنی
کوک: میشه همه رو برام تعریف کنی کل زندگیتو
ا/ت: باشه

#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۱)

روز بعد ا/ت کج راه میرفت و نمیتونست راه برهجونگ کوک هم یه جا...

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

سناریو سانزو پارت ۱

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

سناریو سو پارت اول

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط