{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

fake kook

fake kook
part³⁰ ③⓪

برگشتیم کره با تو فرودگاه همو دیدیم اومد نزدیک دستمو گرفت
کوک: خسته شدی؟
ا/ت: خیلی
کوک: خب عزیزم برو خونه استراحت کن فردا بهت زنگ میزنم
ا/ت: باشه
کوک: میبرمت خونه پدرم ماشین فرستاده
ا/ت: باشه
داشتیم میرفتیم سمت در یکی از
دور صدام کرد
برگشتم
ا/ت: بابامه
اومد پیشمون
×: سلام
ا/ت: سلام بابا
×: خوبی
ا/ت: ممنون
×: بریم
ا/ت: اره
×: تو برو من الان میام
ا/ت: باش
×: چیه دور دختر من میچرخی
کوک: ببخشید داشتم چمدونشو میاوردم
×: لازم نکرده دیگه نبینما
کوک: چشم
×: این شد بهت گفته بودم دخترم قبلا ازدواج کرده
کوک: اره یادمه ولی طوری که خودش گفته نیست
✓: خودش چی بهت گفته
کوک: چیزی نگفته ولی فک نکنم ازدواج کرده باشه
×:میدونم بهت ربطی نداره ولی راستش جدا شده
کوک: چی؟ جدا شده
×: اره تا دوسال افسردگی داشت بخاطر همین نمیزارم باهم باشین اگر اینجوری نبود که من مشکلی نداشتم با ازدواج شما دو تا
کوک: ازدواج ما؟
×:یعنی منظورم از بچگیه که پدر و مادرت و ما هم خیلی اسماتون رو تم میزاشتیم
ا/ت: بابا چیزی شده
×: نه بریم
ا/ت: تو نمیای

#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۲)

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

روز بعد ا/ت کج راه میرفت و نمیتونست راه برهجونگ کوک هم یه جا...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

سناریو مایکی پارت ۲

سناریو خط قرمز پارت ۳

(دلداده) رسیدم به خونه یونا از ماشین پیاده شدم و رفتم در زدم...

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط