{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران

باران
بهانه ای بود
که زیر چتر من
تا انتهای کوچه بیایی
کاش
نه کوچه انتهایی داشت
و نه باران بند می آمد..
دیدگاه ها (۱)

در انتهای این کوچهٔ بارانیکه نفس های خستهٔ شهرپشت پنجره های ...

زیر چتر خدا بودن یعنی آرامشدر دل تاریکی‌ها... وقتی حضورش رو ...

#مولای‌من💔🍂آقا نگاهم مانده بر در تا بیاییاز جاده های روشن فر...

رمان تهیونگ و جنی

🍁پاییز نزدیک است💛صدای خش خش🍁برگها....💛بوی مهر،عطرتلخ یار،،🍁ل...

زندگی تهش همون آرزوی قدیمی سهراب سپهریه که گفته؛ «ای کاش کسی...

شب های زیادی‌ست به این پنجره وصلمای کاش شبی رهگذر کوچه تو با...

برادر عزیزم کاش می شد قفل دلتنگی ، شکستکاش می شد درب تاریکی،...

دختره زیر باروت گیر کرده بود پسره چتر میده بعد فرار می‌کنه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط