باران

.
باران
میراث خانوادگی ما بود.
کوچک که بودم…
از سقف خانه ی ما میچکید
بزرگ که شدم ،
از چشمانم ...

#حسین_پناهی
دیدگاه ها (۲)

.‌طرف دلتنگهمیشه ما بودیم ...#ایلهان_برک

از تو حرف می زنم چنان نوبرانه می شوم ،که بهار هم دهانش آب می...

.شده آیا که نفهمی که چه مرگت شده است؟من دقیقاَ به همین حال د...

.مسئول نهایی آرامش جهان،آغوش عجیبِ حضرتی به نام زن است ...#س...

بزن بارانبزن بارانی ام کنبزن بارانبزن دیوانه ام کنبزن خاکم ک...

خانه ی هانافو ۷ :باران می‌بارید. آیزتسو غمگین‌تر از همیشه بو...

عاشقانه های شبنم بوقت دلتنگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط