{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لیلی زیر درخت انار نشست.

لیلی زیر درخت انار نشست.
درخت انار عاشق شد،
گل داد، سرخِ سرخ.
گلها انار شد، داغ داغ
هر اناری هزار تا دانه داشت.
دانه ها عاشق بودند،
دانه ها توی انار جا نمی شدند.
انار کوچک بود. دانه ها ترکیدند.
انار ترک برداشت.
خون انار روی دست لیلی چکید.
لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید

مجنون به لیلی اش رسید.
خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود.
کافی است انار دلت ترک بخورد.
#خاص #جذاب #زیبا #قشنگ
دیدگاه ها (۱)

میدونی، پاییز یه بهونه‌ست، بهونه واسه همه‌ی برگا؛ اونایی که ...

گاهی «دوست داشتن»پنهان بماند قشنگ تر است !دوست داشتن راباید ...

‌‌امروز بیشتر از دیروزدوستت دارمو فردابیشتر از امروز و این ض...

زیبایی مرد به اخلاقزیبایی زن به مهربانیزیبایی زندگی به خوشبخ...

┄┄┄┅┅𑁍🧡𑁍┅┅┄┄┄شهریور عاشق انار بوداما هیچ وقت حرف دلش را به ا...

part one

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده»پارت : ۳۷دو روز بعد...در این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط