{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه که خوب نیست همه چیو بلد باشی!

همیشه که خوب نیست همه چیو بلد باشی!
بعضی بلد نبودنا اونقدر شیرینه که دلت واسشون تنگ میشه و
غنج میره کاش تکرار میشد!!
مثه برعکس پوشیدن دمپایی بچگیات ،
یا بچگیای بچه‌هات...
یا مثه بستنِ پاپیون کفش؛
که داداش و آبجی کوچیکه‌ها بلد نبودن ببندن!
ناشی بودن گاهی خیلی شیرینه
مثه غذایی که برای اولین بار واست میپزه!
یا مثه وقتی که زل میزنه تو چشمات و میگه:
عزیزم ببخشید که اونطور رفتار کردم ؛
آخه من اولین بارمه عاشق شدم ،
آخه تو اولین عشق منی...
بعضی بلد نبودنا دلچسبن ..
دیدگاه ها (۱)

آمدی درخواب من دیشب چه کاری داشتیای عجب از این طرفها هم گذار...

گاهی گمان نمی کنی ولی خوب میشودگاهی نمیشود، که نمیشود، که نم...

همیشه با دل غمگین و خسته می آییقشنگ من! پر دردی ، شکسته می آ...

درد سنگین , سینه غمگین .. باز هم اشعار ِ عشقمانده ام انگشت ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط