{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۳

پارت ۳

(عشق ممنوعه/🫠🙃❤️‍🩹🚫)

کوک : چیشده ؟🙃

مامان کوک: پسرم بیا بریم سر سفره اول اونجا بهت میگم 😁

کوک:نکنه فهمیده منو کوک با همیمیم...(تمام کار های بدم اومد جلوی چشمام...)😄

رفتیم نشستیم سر میز ‌...☺️


مامان کوک :پسرم ما قراره واسه ی همیشه از اینجا بریم....برای همیشه فردا صبح میریم از اینجا نظرت چیه ؟🙃

کوک: (بغضی شدید) چی...چی....چی..؟ مامان چی میگی؟ 🥺

مامان کوک: پسرم خوش حال نشدی؟😕

کوک :چ...چ.....چرا ... چرا ...پس من میرم وسایلمو جمع کنم ...😌


کوک رفت تو اتاق و از پنجره پایین پرید ....🤧


و با گریه شدید میدویید و به سمت خونه ی ته می رفت.... وقتی رسید😔 خیلیییی در زد اما کسی باز نکرد بیشتر در زدم 😌

بلاخره ته اومد 🙂‍↔️


شرط این پارت 🫠۵ لایک ۵ کامنت ۲ بازنشر
دیدگاه ها (۸)

چالش تیک تاک🎵

دان ثی

آیو (دخترمه)

هتل ترانسیلوانیا

پارت ۲ (عشق ممنوعه/🫠🙃❤️‍🩹🚫)و الان ته قراره بیاد دنبالم بریم...

شروعی دوباره پارت ۱۴.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط