{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسیار غم انگیزم ، بسیار نمیدانی !

بسیار غم انگیزم ، بسیار نمیدانی !
لطفی کن و حاشا کن بسیار شمردن را
از فاصله‌ها خسته،محتاج به آغوشم
باید تو بلد باشی بر سینه فشردن را
موهای تو در باد و، دین و دل من بر باد
بسپار به قاموس‌ات، بر باد سپردن را
میخندی و میمیرم ، میمیرم و میخندی
هرگز تو نمیفهمی از دلهره مردن را
شعر است و پریشانی! هر چند نمیدانی!
بگذار بلد باشم ، نام تو نبردن را ...
دیدگاه ها (۹)

هر چه را با عشـــــق پیدا میکنی گم میشوددر به روی هرکسی وا م...

همه را از دل من عشق تو بیرون کردهمانده ای در دلم اما تک و تن...

رفتی و آشنای تو، بی‌تو غریب ماند و بسقلب شکسته‌اش ولی پاک و ...

جاری‌ست تیر، چو آبشارانی از غزلدیدارهای عاشقانه‌ی مان در همی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط