جاری‌ست تیر، چو آبشارانی از غزل

جاری‌ست تیر، چو آبشارانی از غزل
دیدارهای عاشقانه‌ی مان در همین محل
هر قصه‌ای که نام تو را داشت، خوانده‌ام
در کوچه‌های خاطره، در قصه، در مَثَل
بانوی بوسه‌ام، لبِ من داغ عشق توست
وقتی گرفته‌ای تو مرا سخت در بغل
با چشم پر شراب تو پر می‌شوم ز عشق
یک اتفاق، که هرگز نیفتاده در عمل
تنگ است دکمه دکمه‌ی پیراهن دلم
وا می‌شود به ذوق دیدن تو در همین غزل
دیدگاه ها (۷۵)

عاشقانه های شبنم

پاییز در راه استفصلِ شکفتنِ ترنم‌های عاشقانهدر کلبه‌ی شعر و ...

امشب این شاه دلم رفته به پابوس غزلتا که خدمت بکند بر در کاوو...

عاشقانه های شبنم

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

.قهوه‌ی چشم ِ تو را با بوسه شیرین می‌کنمبا نگاهت عشق را هر ل...

🖤🥀 یا فاطِمَةَ الزَّهْراء، سلامُ اللهِ عَلَیها 🥀🖤ای بانوی صب...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

🧕مادرِ مهدیه و امین احمدزاده…😭 چه کسی می‌داند در سکوتِ خانه‌...

عشق تو ستودنیستوقتی همگام  بامنکوچه باغهای خیالم رادر  تنها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط