{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ممنون، خدا خیرت دهد، من شر نمی‌خواهم برو

ممنون، خدا خیرت دهد، من شر نمی‌خواهم برو
دست از سرم بردار، دردسر نمی‌خواهم برو

ای قد و بالا مرمری، ای دلرباتر از پری
بیخود چرا دل می بری، دلبر نمی‌خواهم برو

مشتاقِ من را دیدن از کالسکه ات پایین نیا
من دختری در زیرِ باران تر نمی‌خواهم برو

زحمت نکش، عشوه نیا، ابرو برایم کج نکن
چاقویِ دسته دار یا خنجر نمی‌خواهم برو

سیب و انار آورده ای، انجیر بار آورده ای
ممنون ولی من میوه یِ نوبر نمی‌خواهم برو

گیرم که تو گنجینه ای؛ الماسی و زر، خب که چه؟
من بی نیازِ ثروتم، گوهر نمی‌خواهم برو

نه تو "ماتیلدا"یی نه من "پابلو نرودا"یِ توام
آغوشِ باز و چشمِ ناز و شر نمی‌خواهم برو

کمتر نشان کن در خیالاتت برایِ من نگین
بابا مگر زور است انگشتر نمی‌خواهم برو

هرچند داری نقشِ خود را خوب بازی می‌کنی
شرمنده یِ لطفِ تو، بازیگر نمی‌خواهم برو

لازم نکرده باز بنویسی : "سلام ای بهترین"
یک واژه هم از تو در این دفتر نمی‌خواهم برو

خندیدی و گفتی بداخلاقی نمی آید به تو
گفتم قبول اما تو را دیگر نمی‌خواهم برو
دیدگاه ها (۰)

⚓⃝Łøɍđ øf ŧħɇ sɇȺ᭄𓆝ܔ "فرمانروای دریا" 𝒄𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝟏𝟐。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

پارت ۳۷

«فقط پیش تو »صدای چرخیدن کلید داخل قفل، سکوت خونه رو شکست.ا....

جنگل نفرین شده پارت ۲۴(فکر کنم)

#عشق_ممنوعه‌_شب پارت چهارم | گردنبند «بالاخره پیداش کردیم......

قلبی در قلمرو دشمن — پارت نهمدرِ عمارت باز شد.مردی با کت مشک...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۱۰$کایرا به سمت تهیونگ رفت.[ما...

چند پارتیــــــــــــ🖤💔ـــــــــــوقتی نصفه شب میفهمه از دست...

A Love Transcending CenturiesPart 7کتابخونه‌ی قصر، از اون کت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط