{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آتشی بود و فسرد

آتشی بود و فسرد
رشته‌ای بود و گسست
دل چو از بند تو رست
جامِ جادویی اندوه شکست
تو همان به ، که نیندیشی
به من و درد روانسوزم
که من از درد نیاسایم
که من از شعله نیفروزم

#تکست_خاص
دیدگاه ها (۱۰)

‏زلفش چو شب و چشـم، دو دام و مژه‌اش، تیر ....بنـگر که کمــــ...

⇤خـــدایــــــــــــا ⇤نـہ بــہ سڪوتم رســـیدے ⇤نــہ بــہ فـ...

اگرمی خواهیخوشبخت باشیبرای خوشبختی دیگران بکوشزیرا آن شادی!!...

هم‌صحبتی وبوس و کنارت همه‌گو هیچمن از تو نباید خبری داشته با...

🌹 شعر 🌹«گفته بودی که چرا محوِ تماشایِ منی»یا چرا در پیِ چشما...

🪩 #شعر_بخوانیم 🪩«گفته بودی که چرا محوِ تماشایِ منی»یا چرا در...

ز درد تشنه‌لبیها در این محیط سرابدلی گداخته‌ایم و رسیده‌ایم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط