{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ی شبایی هست ک غید همچیو میزنی

ی شبایی هست ک غید همچیو میزنی
ی شبایی هست ک بدترودیراز بقیه شبا میگذره
ی شبایی هست دلت میخواد بای تیغ همچیوتموم کنی
اما دوس نداری شونه های مادرت بلرزه
کمرپدرت خم شه
داداشت مرحمش بخاطرتوبشه سیگار
دوس نداری برای نامردیه ی غریبه ی بیمعرفت
غیدکساییوبزنی ک برارامشت حاضرشدن غیدارامش خودشونوبزنن...
دیدگاه ها (۱)

دیگربرام مهم نیست....اکنون کجایی......چه میکنی......چه کسی ج...

هرگز گماڹ نمڪردمدلم در ڪوچہ هاے تنگ حضورش بلرزداما لرزید...چ...

صدای پایت را شنیدم... صدایی که از رفتن ترجمه می شد صدا...

به نام پدرما مردمی هستیم تا وقتیکه چیزی یا شخصی رو از دست ند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط