{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صدای پایت را شنیدم...

صدای پایت را شنیدم...

صدایی که از رفتن ترجمه می شد صدایی که با خود هزاران معنا داشت..

صدایی که آبشاری بود
بر جمله های بغض دار من
برگرفته از قلبی که خشک شد....

اکنون صدایی میآید
از پوچی...
از نیستی...
از دوری...

صدای چنگ زدن بر درِ رفتن تو..
صدایی برگرفته از آه و گریه های من....

صدایی میآید از دیوار ها و پنجره ها...
یکصدا با من میخوانند....

'"او که رفت، رشد کرد و تنومند شد...
او که ماند، خشک شد و خاکستر شد....'"
دیدگاه ها (۴)

ی شبایی هست ک غید همچیو میزنیی شبایی هست ک بدترودیراز بقیه ش...

دیگربرام مهم نیست....اکنون کجایی......چه میکنی......چه کسی ج...

به نام پدرما مردمی هستیم تا وقتیکه چیزی یا شخصی رو از دست ند...

شب بخیر همگی حوصلم پوکید این چه وضعیه ویسگون افتضاح شده واسه...

پارت دومپشت در، کسی منتظرم بودتاریکی...همه‌جا را تاریکی گرفت...

𝓂𝓎 𝒷𝒾ℊ 𝒷ℴ𝓎𝔓𝔞𝔯𝔱¹⁹/فصل دومبـا قـلـم مـــآهــــلــیـــن﴿توجه:هی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط