ساغرم بشکسته ساقی، خم بده تا سر کِشم
ساغرم بشکسته ساقی، خم بده تا سر کِشم
مست و لایعقل شوم، دل از دل و دلبر کشم
خم بده تا سر کِشم، پیمانه پاسخگو که نیست
مست کن جان مرا، تا درد را کمتر کشم
خم بده ساقی چرا بامن دلت همراه نیست
موعظه بس کن، مکن آتش بر این منبر کشم
ساقیا می را به اجزای تنم آغشته کن
آنقدر آغشته کن، آغشته کن تا پَر کشم
لطف میکُن "می" رسان، خم را بده تا سر کشم
یا که مِنت میروم بر ساقی دیگر کشم
#ارس_آرامی
مست و لایعقل شوم، دل از دل و دلبر کشم
خم بده تا سر کِشم، پیمانه پاسخگو که نیست
مست کن جان مرا، تا درد را کمتر کشم
خم بده ساقی چرا بامن دلت همراه نیست
موعظه بس کن، مکن آتش بر این منبر کشم
ساقیا می را به اجزای تنم آغشته کن
آنقدر آغشته کن، آغشته کن تا پَر کشم
لطف میکُن "می" رسان، خم را بده تا سر کشم
یا که مِنت میروم بر ساقی دیگر کشم
#ارس_آرامی
- ۶۲۹
- ۱۹ آذر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط