پارت
پارت ۲
ازدواج اجباری 💗
ویو تهیونگ
دخترک داشت از ترس میلیزید رفتم سمتش
و گفتم
-این موقع شب چرا تنها تو خیابونی؟؟
+فقط.... فقط داشتم میرفتم خونه
- سوارشو خودم میرسونمت
ویو ا.ت
داشتم مثل سگ میترسیدم (به بزرگی خودتون ببخشید چیز بهتری به ذهنم نرسید)
اون بهم احساس امنیت میداد و سوار ماشین شدم
سرد بود اما مهربون بود .
ماشین راه افتاد و من خیره شدم به اون صورت بی نقصش و با اون چشمای خمارش تمرکز کرد بود روی جاده
ویو تهیونگ
نگاهش رو رو خودم حس میکردم و گفتم
ـاسمت چیه خانم کوچولو ؟؟؟
+ هی من کوچولو نیستممممممممم........ اسمم پارک ا.ت هست
ـ منم کیم تهیونگم از آشنایی باهات خوشت بختم خانم کوچولو
+ممنونم که از دست اونا نجاتم دادی.
ـ نیازی به تشکر نیست خانم کوچولو
فقط قول بده که حواست به خودت باشه
+ باشه قول میدم
ـ خب خونتون کجاست ؟؟
+( آدرس داد )
چند دقیقه بعد
ـ خب خانوم کوچولو رسیدم
+ بازم میگم ممنون آقای تهیونگ بای
ـ خدافظ خانوم کوچولو
تا پارت بعد خدا نگهدار
ازدواج اجباری 💗
ویو تهیونگ
دخترک داشت از ترس میلیزید رفتم سمتش
و گفتم
-این موقع شب چرا تنها تو خیابونی؟؟
+فقط.... فقط داشتم میرفتم خونه
- سوارشو خودم میرسونمت
ویو ا.ت
داشتم مثل سگ میترسیدم (به بزرگی خودتون ببخشید چیز بهتری به ذهنم نرسید)
اون بهم احساس امنیت میداد و سوار ماشین شدم
سرد بود اما مهربون بود .
ماشین راه افتاد و من خیره شدم به اون صورت بی نقصش و با اون چشمای خمارش تمرکز کرد بود روی جاده
ویو تهیونگ
نگاهش رو رو خودم حس میکردم و گفتم
ـاسمت چیه خانم کوچولو ؟؟؟
+ هی من کوچولو نیستممممممممم........ اسمم پارک ا.ت هست
ـ منم کیم تهیونگم از آشنایی باهات خوشت بختم خانم کوچولو
+ممنونم که از دست اونا نجاتم دادی.
ـ نیازی به تشکر نیست خانم کوچولو
فقط قول بده که حواست به خودت باشه
+ باشه قول میدم
ـ خب خونتون کجاست ؟؟
+( آدرس داد )
چند دقیقه بعد
ـ خب خانوم کوچولو رسیدم
+ بازم میگم ممنون آقای تهیونگ بای
ـ خدافظ خانوم کوچولو
تا پارت بعد خدا نگهدار
- ۳.۹k
- ۲۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط