{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم گفت:

دلم گفت:
بگویم؛
به پروانه بگویید، هوا نیست در اینجا..
بماند به درون همان پیله که تنگ است
بداند که عشق گشته معما
بداند که پرواز خیال است...
"در اینجا، در اینجا"
همه بر پر رنگین کنند باز تمنا
که احساس در اینجا..
فقط گشته است رویا..
به پروانه بگویید:
بمیرد ، میان همان پیله که تنگ است..
نفس در ره عشق، پوچ و تهی گشت..
که عشق گشته خیالی که زیباست...
خیالی که زیباست..."
دیدگاه ها (۱۷)

وقتی لباسش بوی عطر دیگری داردباید بفهمم عشق هم آخر سری دارد ...

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرممن تفرجگاه ارواح پریشان...

ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﯼ ﮐﺰ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ..ﺁﺗﺸﯽ ﺭﻭﺷﻦ ﺯ ﮐﺎﻏﺬ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ......

صبحیعنی بوی گل مریم ...که سراسر شب را پر ڪرده بود و حالا با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط