{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر منتظر کسی نیستم

دیگر منتظر کسی نیستم
هر که آمد
ستاره ای از رویاهایم دزدید
هر که آمد
سفیدی از کبوترانم چید
هر که آمد
لبخندی از لب هایم برید
منتظر کسی نیستم
از سر خستگی در این ایستگاه نشسته ام
دیدگاه ها (۲)

تمام امروزرودخانه کبود بودگویا کسی آن بالابرگ برگتمام دفتر ش...

هیچ درد مبهمی نیست که روزهای تکرارت را تکراری تر نکند هر روز...

لازم نیستمرا دوست داشته باشیمن تو رابه اندازه‌ی هر دوماندوست...

حالا که نیستمحمایل شانه دیگری استدست اتو هزاران زناز شب موها...

پارت چهارم روزی روزگاری غم: غم پاشو گذاشت بیرون نسیم خنک‌ و ...

ارباب منPart13چاعان:گشنته فرشته ی من?لیا:خیلیییچاعان:بهشون م...

بهانه؛ - دفتر خاطراتم را باز کرد ، متعجب بود اما کمی بعد لبخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط