از کوچه ای رد میشد....به سرش خاکستر ریختند
از کوچه ای رد میشد....به سرش خاکستر ریختند
دشمنش مریض شد....به عیادتش رفت...
درسلام کردن ازهمه پیشی گرفت...حتی بر کودکان
درظلمت شرک می زیست...ولی در اوج توحید
درجمع یاران می نشست...در اوج شکوه باکوهی از تواضع
دستان دخترش را میبوسید...مهربان ترین پدر دنیا
نمازش را به خاطر گریه ی کودکی کمی سریع خواند
لطیف ترین قلب دنیا....
از ظلم به یتیمی برآشفت...عادل ترین عادلان بود...
بدان قدر و مرتبت راه یافت که هیچکس در عالم اذن حضور نیست
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبید
بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت
و تو چه بلند مرتبه هستی که مهر و مهربانیت در سراسر هستی همانندی از برایش نیست...
و تو رحمتی بر جهانیان
و تو محمد امین نامیده شدی که زیبا نام و لقبی است بر تو
نور تو همیشه پر فروغ است حتی تمام عالم بخواهندنور الهی تو را نبینند...
و چه فرومایه اند توهین کنندگان بر تو...
هر چه گفتم وصف محمد نشد..
عذر مرا پذیراباش...
تو رحمتی بر جهانیان
ماه فروماند از جمال محمد
اللهم صلی علی محمد و ال محمدوعجل فرجهم .
دشمنش مریض شد....به عیادتش رفت...
درسلام کردن ازهمه پیشی گرفت...حتی بر کودکان
درظلمت شرک می زیست...ولی در اوج توحید
درجمع یاران می نشست...در اوج شکوه باکوهی از تواضع
دستان دخترش را میبوسید...مهربان ترین پدر دنیا
نمازش را به خاطر گریه ی کودکی کمی سریع خواند
لطیف ترین قلب دنیا....
از ظلم به یتیمی برآشفت...عادل ترین عادلان بود...
بدان قدر و مرتبت راه یافت که هیچکس در عالم اذن حضور نیست
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبید
بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت
و تو چه بلند مرتبه هستی که مهر و مهربانیت در سراسر هستی همانندی از برایش نیست...
و تو رحمتی بر جهانیان
و تو محمد امین نامیده شدی که زیبا نام و لقبی است بر تو
نور تو همیشه پر فروغ است حتی تمام عالم بخواهندنور الهی تو را نبینند...
و چه فرومایه اند توهین کنندگان بر تو...
هر چه گفتم وصف محمد نشد..
عذر مرا پذیراباش...
تو رحمتی بر جهانیان
ماه فروماند از جمال محمد
اللهم صلی علی محمد و ال محمدوعجل فرجهم .
- ۸۰۸
- ۱۰ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط