{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قطره‌های خاطره (Gocce di Memoria)

قطره‌های خاطره (Gocce di Memoria)

Sono gocce di memoria

Queste lacrime nuove

Siamo anime in una storia

Incancellabile

قطره‌های خاطره‌اند
این اشک‌های نو
روح‌هایی هستیم در داستانی
ماندگار

Le infinte volte che
Mi verrai a cercare nelle mie stanze vuote
Inestimabile
E' inafferrabile la tua assenza che mi appartiene
بی‌نهایت بارهایی که
در اتاق‌های خالیم به جستجویم خواهی آمد
گرانبها
و گریزان است فقدان تو که سهم من است

Siamo indivisibili
Siamo uguali e fragili
E siamo già così lontani
جداناشدنی هستیم
شبیه‌ایم و شکننده
و اینقدر دور از یکدیگریم

Con il gelo nella mente
Sto correndo verso te
Siamo nella stessa sorte
Che tagliente ci cambierà

با سرمای ذهنم
دارم به سوی تو می‌دوم
هر دو در یک قضا و قدریم
که بشدت تغییرمان خواهد داد

Aspettiamo solo un segno
Un destino, un'eternità
E dimmi come posso fare per
Raggiungerti adesso
Per raggiungerti adesso, per
Raggiungere te

تنها در انتظار یک نشانه
یک سرنوشت، یک بینهایت هستیم
و به من بگو  هم اکنون برای رسیدن به تو چه می توانم بکنم
برای رسیدن به تو، حالا، برای رسیدن به تو
 
Siamo gocce di un passato
Che non può più tornare
Questo tempo ci ha tradito, è inafferabile
Racconterò di te
Inventerò per te quello che non abbiamo
قطره‌هایی از گذشته‌ای هستیم
که دیگر نمی تواند بازگردد
این زمان [که] به ما خیانت کرد،  گریزان است
از تو بازخواهم گفت
برایت آنچه را خواهم ساخت که نداریم


Le promesse sono infrante
Come pioggia su di noi
Le parole sono stanche, ma so che tu mi ascolterai
Aspettiamo un altro viaggio, un destino, una verità
E dimmi come posso fare per raggiungerti adesso
Per raggiungerti adesso, per raggiungere te
قول‌ها شکسته شده‌اند
مثل باران بر سر ما
کلمات خسته‌اند، اما می‌دانم که به من گوش خواهی سپرد
تنها در انتظار سفری دیگر، سرنوشتی دیگر، واقعیتی دیگر هستیم
و بگو  هم اکنون برای رسیدن به تو چه می‌توانم بکنم
برای رسیدن به تو، حالا، برای رسیدن به تو
دیدگاه ها (۱)

E il tempo, come un fiume, non torna mai indietro. Siamo sem...

آپدیت اینستگرام Billboarditaliaکپشن:È una calda giornata di ...

پارت ۴۰میخواست بیرون برود که بازویش توسط دست های ظریف دختر ا...

غریبه ترین آشنا #Part14همگی تو کلاس دور هم جمع بودن.. هیچکی...

شعری زیبا به اکثر زبانهای زنده دنیا ترجمه شده است واشک در چش...

شعری زیبا به اکثر زبانهای زنده دنیا ترجمه شده است و اشک در چ...

نمیدونم این کلیپ برای کدوم موقع است 👉 امسال ! یا سالها پیش !...

شعری زیبا به اکثر زبانهای زنده دنیا ترجمه شده است و اشک در چ...

شعری زیبا به اکثر زبانهای زنده دنیا ترجمه شده است و اشک در چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط