{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#پست_آزاد

#پست_آزاد

ز پشت میله های سرد تیره
نگاه حسرتم حیران به رویت

در این فکرم که دستی پیش آید
و من ناگه گشایم پر به سویت..


#
دیدگاه ها (۰)

خانه ی قلبم خراب از یکّه تازی های توستعشق بازی کنکه وقت عشق ...

و منمخاطبِتنهای بادهای جهانم ..،💛

از قید خط و زلف،امید نجات هستبیچاره عاشقی کهشود مبتلای چشم❣

نمی‌فهمم نمی خواهی مرا دیگر و زین پس هان؟!نمی دانم تمام است ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p29تا چشم کار می‌کرد، جنگل‌های تیره دیده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط