دکو خانم عجله کنید تا به هوش نیومده باید به ایستگاه پلیس
دکو: خانم عجله کنید تا به هوش نیومده باید به ایستگاه پلیس برسیم!
مغازه دار:ب.باشه
دکو:کاچان؟!؟!؟!تو این جا چکار می کنی؟
کاچان: ام چ.چیزه دارم می رم خونه!
دکو: ولی خونه ی شما که این طرفی نیست.
کاچان:اصلا به تو چه دکو ی نفله؟!؟!؟
دکو:اگه کار نداری بیا کمک من کن تا این خانم رو برسونیم ایستگاه پلیس!
کاچان:باشه جا نمونی نفله!!
دکو: تو راه که داشتیم می رفتم ایستگاه پلیس من یه دفه از هوش رفتم و وقتی بیدار شدم خونه ی کاچان بودم! دیدم که کاچان داره آشپزی می کنه! خواستم از جام بلند شم که یه دفه احساس ضعف کردم و افتادم زمین.
کاچان: حالت خوبه؟!
دکو : کا.کاچ.کاچان
کاچان:به خودت فشار نیار آروم بلند شو دراز بگش. راحت با کسی خونه نیست مامان و بابام رفتن یه سفر کاری
راستی به مامانت هم زنگ زدم گفتم شب می مونی اینجا.
ادامه پارت بعدی 😆
دکو: شمارهی مامانم رو از کجا اوردی؟
کاچان: رفتم خونتون به مامانت گفتم خوابی و گفتم شب می مونی.
دکو: لازم نبود زحمت....
چه. بوی خوبی..
((لبپاش گل انداخت ))
کاچان : آخه آره شام درست کردم. سوبا دوست داری؟
دکو : آره
کاچان : بگیر.
دکو : ممنون
کاچان: خواهش... دکو..
دکو: بله؟
کاچان:یه سوال دارم ازت..... تو کوسه داری؟
دکو: آ.آ.آره.....
کاچان:پس چرا هیچ وقت به من نگفتی ؟
دکو: چون... کوسم خطرناکه و به بقیه آسیب می زنه... خب.. به خودمم آسیب می زنه
کاچان: آره دیدم که از هوش رفتی، حالا کوست چی هست؟
دکو: تیقه ی سرخ، می تونم تیقه های بلند و قرمز برزگی از همه جای بدن بیرون بیارم ولی نمی تونم مشخص کنم از کجا و چند تا و به چه اندازه تیقه درارم
کاچان: آو، خبره تو می خوای قهرمان بشی؟
دکو: معلومه
کاچان: می خوای بری U.A؟
دکو: آره
کاچان: آزمون U.A قرار توی تیما های ۳ نفره برگزار بشه.... خ....ب... خب می خوای با هم توی یه ت.ت.ی تیم باشیم؟
دکو: واقعا؟! دوربین مخفی یا واقعا می گی؟!((🤣))
کاچان: واقعا می گم، راستی مامانم همه ی رخته خوابارو شسته و خیس فقط تخت دو نفره ی خودشون مونده باید اون جا با هم بخوابیم((😉))
دکو:باشه.... راستی تو گفتی ۳ نفره نفره سوم چی؟
کاچان: یه کاریش می کنیم حالا ((خمیازه )) میای بگیریم بخوابیم؟
دکو: ((خمیازه )) آره منم خیلی خوابیم میاد
ادامه پارت بعدی 🫠
مغازه دار:ب.باشه
دکو:کاچان؟!؟!؟!تو این جا چکار می کنی؟
کاچان: ام چ.چیزه دارم می رم خونه!
دکو: ولی خونه ی شما که این طرفی نیست.
کاچان:اصلا به تو چه دکو ی نفله؟!؟!؟
دکو:اگه کار نداری بیا کمک من کن تا این خانم رو برسونیم ایستگاه پلیس!
کاچان:باشه جا نمونی نفله!!
دکو: تو راه که داشتیم می رفتم ایستگاه پلیس من یه دفه از هوش رفتم و وقتی بیدار شدم خونه ی کاچان بودم! دیدم که کاچان داره آشپزی می کنه! خواستم از جام بلند شم که یه دفه احساس ضعف کردم و افتادم زمین.
کاچان: حالت خوبه؟!
دکو : کا.کاچ.کاچان
کاچان:به خودت فشار نیار آروم بلند شو دراز بگش. راحت با کسی خونه نیست مامان و بابام رفتن یه سفر کاری
راستی به مامانت هم زنگ زدم گفتم شب می مونی اینجا.
ادامه پارت بعدی 😆
دکو: شمارهی مامانم رو از کجا اوردی؟
کاچان: رفتم خونتون به مامانت گفتم خوابی و گفتم شب می مونی.
دکو: لازم نبود زحمت....
چه. بوی خوبی..
((لبپاش گل انداخت ))
کاچان : آخه آره شام درست کردم. سوبا دوست داری؟
دکو : آره
کاچان : بگیر.
دکو : ممنون
کاچان: خواهش... دکو..
دکو: بله؟
کاچان:یه سوال دارم ازت..... تو کوسه داری؟
دکو: آ.آ.آره.....
کاچان:پس چرا هیچ وقت به من نگفتی ؟
دکو: چون... کوسم خطرناکه و به بقیه آسیب می زنه... خب.. به خودمم آسیب می زنه
کاچان: آره دیدم که از هوش رفتی، حالا کوست چی هست؟
دکو: تیقه ی سرخ، می تونم تیقه های بلند و قرمز برزگی از همه جای بدن بیرون بیارم ولی نمی تونم مشخص کنم از کجا و چند تا و به چه اندازه تیقه درارم
کاچان: آو، خبره تو می خوای قهرمان بشی؟
دکو: معلومه
کاچان: می خوای بری U.A؟
دکو: آره
کاچان: آزمون U.A قرار توی تیما های ۳ نفره برگزار بشه.... خ....ب... خب می خوای با هم توی یه ت.ت.ی تیم باشیم؟
دکو: واقعا؟! دوربین مخفی یا واقعا می گی؟!((🤣))
کاچان: واقعا می گم، راستی مامانم همه ی رخته خوابارو شسته و خیس فقط تخت دو نفره ی خودشون مونده باید اون جا با هم بخوابیم((😉))
دکو:باشه.... راستی تو گفتی ۳ نفره نفره سوم چی؟
کاچان: یه کاریش می کنیم حالا ((خمیازه )) میای بگیریم بخوابیم؟
دکو: ((خمیازه )) آره منم خیلی خوابیم میاد
ادامه پارت بعدی 🫠
- ۲.۸k
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط