روزی شخصی نزد بزرگی رفت و گفت سوالی دارم که نمیتوانم جلوی
روزی شخصی نزد بزرگی رفت و گفت سوالی دارم که نمیتوانم جلوی جمع بگویم بزرگ حاضران را بیرون کرد و شخص سوالش را پرسید ولی چون همه رفته بودند بیرون کسی نمیدونه چه سوالی کرد و چه جوابی شنید
شرمندتون شدم ببخشید....
خخخخخ
شرمندتون شدم ببخشید....
خخخخخ
- ۹۵۷
- ۰۴ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط