عشق یا هوس پارت
✨ عشق یا هوس پارت ۳✨
سنجو : رایا ببخشید یه کاری برام پیش اومده اونو انجام میدم و میام
رایا :پس منم باهات بیام؟
سنجو :نههه یه قرار با واکا دارم
رایا : باشه پس منم برم
سنجو : بمون زودی میام
رایا :آخه..
سنجو : آخه ماخه نداریم
+سنجو رفت آماده شد و رفت سر قرار رایا با سانزو مونده بود +
رایا:خب چیکار کنیم ؟
سانزو : میای عبادت ؟(با نیشخند)
رایا:نه
سانزو:بهتره دختر خوبی باشی (پوزخند)
+سانزو رایا رو پرنسسی بغل کرد و برد اتاق و هلش داد رو تخت ، و درو قفل کرد و....
🔞 هنتای 🔞(دوست ندارید نخونید و گزارش نکنید)✨
روی رایا خیمه زد و رایا رو بوسید ، رایا داشت تقلا می کرد اما سانزو دستای رایا رو بالا سرش نگه داشت تا مزاحم کارش نشن
رایا :ولمم کننن منحرف 💢💢
سانزو : بهتره ددی صدام کنی بیب
+ سانزو شروع کرد به مک زدن لباش و دست دیگه اش رو برد زیر شلوار رایا و می مالید(خودم دارم از خجالت آب میشم😣) و از لباش دل کند و گردنش رو لیسید و گاز گرفت و داشت رو گردنش مارک میزاشت ، دستش رو کشید بیرون دید خیسه پوزخند زد و ۲ تا انگشتشو وارد رایا کرد و عقب و جلو میکرد +
سانزو : دیگه باید کارمو بکنم (با نیشخند)
رایا: درد دار .. ه وولم ک کن
سانزو : عا وقتی د.یکمو کردم توت چیکار میکنی لیدی
+ سانزو کمربند شلوارشو باز کرد و د.یکش رو بیرون آورد بدون هیچ هشداری به رایا واردش کرد عقب و جلو میکرد+
رایا : لعنتتت بهتت خ خیلی بزرگه (با داد )
+که یهو خون باکره ایش ریخت بیرون و سانزو سرعتشو بیشتر کرد+
سانزو : هیی اولین کسی بودم که باهات عبادت کردم (با نیشخند)
+ سانزو قبل از اینکه ارضا بشه کشید بیرون ، رایا نشست و داشت نفس نفس می زد که سانزو د.یکشو وارد دهن رایا کرد ، رایا میخواست بره عقب سانزو موهاشو گرفت و عقب و جلوش میکرد که سانزو توی دهن رایا ارضا کرد ، رایا میخواست تف کنه اما سانزو دستشو گذاشت روی دهن رایا +
سانزو :اگه تفش کنی حاملت میکنم (با نیشخند)
+رایا مجبور شد قورتش بده +
🔞پایان هنتای 🔞
سانزو : برو دوش بگیر برات از لباسای سنجو میارم
+رایا هیچ حرفی نزد و رفت حموم و دوش گرفت سانزو براش لباس آورد و داد به رینا ، رینا لباسارو پوشید ، سازو ملافه روی تخت و جمع کرد و لباس های کثیف رایا رو برداشت و گذاشت توی لباس شویی+
سنجو : رایا ببخشید یه کاری برام پیش اومده اونو انجام میدم و میام
رایا :پس منم باهات بیام؟
سنجو :نههه یه قرار با واکا دارم
رایا : باشه پس منم برم
سنجو : بمون زودی میام
رایا :آخه..
سنجو : آخه ماخه نداریم
+سنجو رفت آماده شد و رفت سر قرار رایا با سانزو مونده بود +
رایا:خب چیکار کنیم ؟
سانزو : میای عبادت ؟(با نیشخند)
رایا:نه
سانزو:بهتره دختر خوبی باشی (پوزخند)
+سانزو رایا رو پرنسسی بغل کرد و برد اتاق و هلش داد رو تخت ، و درو قفل کرد و....
🔞 هنتای 🔞(دوست ندارید نخونید و گزارش نکنید)✨
روی رایا خیمه زد و رایا رو بوسید ، رایا داشت تقلا می کرد اما سانزو دستای رایا رو بالا سرش نگه داشت تا مزاحم کارش نشن
رایا :ولمم کننن منحرف 💢💢
سانزو : بهتره ددی صدام کنی بیب
+ سانزو شروع کرد به مک زدن لباش و دست دیگه اش رو برد زیر شلوار رایا و می مالید(خودم دارم از خجالت آب میشم😣) و از لباش دل کند و گردنش رو لیسید و گاز گرفت و داشت رو گردنش مارک میزاشت ، دستش رو کشید بیرون دید خیسه پوزخند زد و ۲ تا انگشتشو وارد رایا کرد و عقب و جلو میکرد +
سانزو : دیگه باید کارمو بکنم (با نیشخند)
رایا: درد دار .. ه وولم ک کن
سانزو : عا وقتی د.یکمو کردم توت چیکار میکنی لیدی
+ سانزو کمربند شلوارشو باز کرد و د.یکش رو بیرون آورد بدون هیچ هشداری به رایا واردش کرد عقب و جلو میکرد+
رایا : لعنتتت بهتت خ خیلی بزرگه (با داد )
+که یهو خون باکره ایش ریخت بیرون و سانزو سرعتشو بیشتر کرد+
سانزو : هیی اولین کسی بودم که باهات عبادت کردم (با نیشخند)
+ سانزو قبل از اینکه ارضا بشه کشید بیرون ، رایا نشست و داشت نفس نفس می زد که سانزو د.یکشو وارد دهن رایا کرد ، رایا میخواست بره عقب سانزو موهاشو گرفت و عقب و جلوش میکرد که سانزو توی دهن رایا ارضا کرد ، رایا میخواست تف کنه اما سانزو دستشو گذاشت روی دهن رایا +
سانزو :اگه تفش کنی حاملت میکنم (با نیشخند)
+رایا مجبور شد قورتش بده +
🔞پایان هنتای 🔞
سانزو : برو دوش بگیر برات از لباسای سنجو میارم
+رایا هیچ حرفی نزد و رفت حموم و دوش گرفت سانزو براش لباس آورد و داد به رینا ، رینا لباسارو پوشید ، سازو ملافه روی تخت و جمع کرد و لباس های کثیف رایا رو برداشت و گذاشت توی لباس شویی+
- ۱۲.۱k
- ۱۹ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط