{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مهربونم ؛

مهربونم ؛
دوباره دفتر دلنوشته هایم را باز میکنم
این بار اختیار قلبم و عشق تو رو را به دست قلمم سپردم و گفتم بنویس ...
حرف زیاد برای گفتن داشت ولی
بین حرفاش تکرار میکرد ؛

"تا آخرین نفس دوستش دارم "

پس برایت مینویسم ؛
"تا آخرین نفس دوستت دارم"
دیدگاه ها (۱)

.....

آدمـــــــــها ...با بعضــــــی حـــــــــرفا ... !!!       ...

کاش می شد کودکی را... زنده کرد. قیل , قاله بچگی و قهر و... ن...

.....

شوگا:« من بهت حق میدم ازم بدت بیاد از من متنفر باشی ... بهت ...

پارت ۳۵نفسم می‌لرزید.اشکام بند نمیومدن و قلبم اونقدر درد میک...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط