{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part²

ا.ت.میسو چطوره
میسو.عالیه
ا.ت.ساعت چنده
میسو.۳و نیم
ا.ت.چیییییی....دیرم شد
میسو.واستاااا
ا.ت.چیه
ادکلن و برداشتن منو خیس کرد باهاش
میسو.خوشبو بودن روز اول مهمه
ا.ت.اهم...اهم...خیله خب کشتیم...ب
سویچ ماشین و برداشتم و با تند ترین سرعتم رسیدم کمپانی پنج دقیقه مونده با چهار بود به موقع رسیدم خواستم برم داخل که نگهبانه جلومو گرفت
نگهبان.شما؟
ا.ت. من جانگ ا.تم تست عضو هشتم و قبول شده بودم اومدم برای مصاحبه
نگهبان.اوه ...ببخشید بفرمایید داخل
ا.ت.ممنون
از روی پله ها قدم میزدم تنها صدایی که می‌شنیدم صدای پاشنه کفشام بود از پله ها بالا رفتم که به یک اتاق رسیدم درو باز کردم
ا.ت.سلام ببخشید جانگ ا.ت هستم برای مصاحبه اومدم
شی هون.اوه بفرمایید داخل
ا.ت.ممنون
داخل رفتم و روی صندلی روبه روش نشستم
شی هون.خب همینطور که میدونید شما تست عضو هشتم رو قبول شدید البته قرار بود که شخص مورد نظر ارمی نباشه اما خب شما استثنایی میریم سر اصل مطلب قوانین
ا‌ت.بله
شی هون.قانون اول بدون اجازه منجیرت هیچ جا نمیتونی بری و رژیم غذاییت به زودی داده میشه و دوم کاری نکن شایعه سازی کنند برات سوم تمریم هاتو با اعضا انجام میدی و با اعضا توی یک خونه ای وسایل مورد نیازت و امروز بیارتشون میدونم ارمی هستی اما بهتره خودتو کنترل کنی و اگر نه از بنگتن بیرون انداخته میشی
ا.ت.فهمیدم
شی هون.خب صبر کن تا اعضا رو صدا کن تا باهات آشنا بشن
ا.ت.بله
بیرون رفت ...نفسمو بیرون دادم برای من یکم سخت بنظر میومد اما اشکالی نداره باهاش کنار میام ....هر چند توی یک خونه زندگی کردن با ۷تا پسر یکم سخته تا با اوضاع دخترونه من آشنا بشن امیدوارم زیاد نه به اونا نه به من سخت نگذره ...بعد چند دقیقه صدای در اومد لباسمو صاف کردم و ایستادم
دیدگاه ها (۲)

part³شی هون.خب بچه ها اینم جانگ ا.ت عضو جدیدتون ۲۶سالشه و از...

part⁴یونگیزیر چشمی نگاهش کردم موهای بلند و فر و چشمهایی به ر...

Part¹ا.تخواب نازمو میدیدم که صدای زنگ گوشیمو شنیدم جوابی ندا...

سلاااامچه خبر؟ممنون از حمایت هاتون برگشتم با یک فیک جدید اگر...

(پارت ششم)اونا راضی شدن که تو گرسنه نیستی شب شدداشتی وسایلت ...

عشق مافیا

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط