{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سفرکردی ومن ماندم.

سفرکردی ومن ماندم.

امیدِ جستجویم رفت.

سکوتم باز می گوید.

دلیل گفتگویم رفت.

یکی میگفت با یک گُل.

نمی آید بهار

اما تماشا کُن ز دوریت

بهارِ آرزویم رفت
دیدگاه ها (۶)

وقتیکه لب وا میکند،چون غنچه زیبا می شودیک چاله ی با عمق کم،د...

من برای #تُ چترے بیش نبودم !...باران ڪھ تمام شُد!!!!فراموشم ...

📝 کاش میشدخوبی راهمـبایک دکمه تکثیرکرداین کوچه هابرای زنده م...

رفتم...و...پشت سرم...حیف...دعای "تو" نبود زندگی بود...ولی......

دو جوان بودند؛ یکی معتقد بود از دستش کاری بر نمی آید ، دومی ...

گفتاما در شبی این گونه گنگهیچ آوایی نمی آید به گوشگفتمشاما د...

در جنبش اندرآور زلف عبرفشان رادر رقص اندرآور جان‌های صوفیان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط