{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی؛

گاهی؛
دلم می خواهد
بگذارم بروم
بی هرچه آشنا...
گوشه ی دوری گمنام
حوالیِ جایی بی اسم.
گاهی واقعا خیال می کنم
روی دست خداوند مانده ام
خسته اش کرده ام

#سیدعلی_صالحی
دیدگاه ها (۱)

آدمها تا حد مردن از خود خسته ات می کنندترکت نمی کننداما مجبو...

صبح و شب ندارد جانمهر وقت به تو فکر میکنمفکرم پر میشود،از تو...

به کسی ندارم الفتز جهانیـان مگر تــواگرم تو هـم برانی،سـرِ ب...

به جانت کز میان جان، ز جانت دوست تر دارم 🌾 ❤ ️#سعدی

«یک نیمه‌ی من با تو رفته، و نیمه‌ی دیگر، فقط برای تماشای این...

🛑واقعا مایه شرمساری است که این جماعت هنوز خیال می کنند ما هس...

باباجونم«می‌پرسم از این شب‌های بی‌سحر:این دل که تنگ است، به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط