{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهش گفتم. داری. میری؟ ❤ ❤ ❤ . گفت. آره. !!❤ ❤ ❤

بهش گفتم. داری. میری؟ ❤ ❤ ❤ . گفت. آره. !!❤ ❤ ❤ . گفتم: منم بیام. ❤ ❤ ❤ گفت: جایی. که من میرم❤ ❤ جا دو نفره❤ ❤ ❤ . نه سه نفر❤ ❤ ❤ اشک تو چشام. ❤ ❤ ❤ حلقه. زد ❤ ❤ ❤ سرمو انداختم. پایین. ❤ ❤ ❤ دستشو گذاشت ❤ ❤ ❤ زیره چونم❤ ❤ ❤ . و. گفت. تو. کجا. میری؟؟؟❤ ❤ ❤ گفتم. بلخره. یه جایی میرم ❤ ❤ ❤ گفت: تنها نری. ها. ❤ ❤ ❤ یکیرو. ❤ ❤ ❤ با خودت ببر. ،،، ❤ ❤ ❤ گفتم جایی که. من. میرم. جای. یک. نفره. نه دو. نفر. ❤ ❤ ❤ . گفت بر. میگردی؟؟❤ ❤ ❤ . گفتم. جایی. که. من ❤ ❤ ❤ میرم.راه. برگشتی. نداره. ❤ ❤ ❤ . او. رفت. ❤ ❤ ❤ . من. هم. رفتم. ❤ ❤ ❤ اما. اون. سالهاست. که. برگشته. ❤ ❤ ❤ . و. با. اشک. چشاش. ❤ ❤ ❤ سنگ. قبرمو. میشوره. ❤ ❤ ❤ به. سلامتی. روز. مرگم❤
دیدگاه ها (۳)

لباس عروسیم

«سایه های خونی» part2/،،، میرا:آخخخ..... افتادم روی زمینلبم ...

رمان اجبار تا عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط