{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part 39
اسلاید2:لباس دخترا
اسلاید3:استایل ری
اسلاید4:استایل جنیور


سوزومه: بای بای
جنیور: به سلامت (رفتن)
سوزومه: خب ماهم بریم بخوابیم فردا باید زود بیدار شیم
جنیور: شب بخیر
«صبح»
ویو سوزومه
با الارم گوشی بیدار شدم ساعت شیش بود رفتم سمت حمومو بعد یه حموم نیم ساعت اومدم بیرون لباسامو پوشیدمو موهامو خشک کردم بهش حالت دادم و یه میکاپ سبک کردمو رفتم پایین جنیور رو کاناپه نشیسته بود فقط یه کوله داشت
سوزومه: فقط همینارو میبری
جنیور: به چیز زیادی نیاز ندارم
سوزومه: اوم
صدای ایفن اومد کفشامونو پوشیدیمو رفتیم پارکینگ و سوار ماشین شدیم و از پارکینگ اومدیم بیرون بچه ها بیرون منتظر بودن ماشین وایستاد و ری وسایل خودشو دخترارو گذاشت تو صندوق عقب هر سه وارد ماشین شدن
سوزومه: های گود مورنینگ
لیلی: همچنین
جنیور: رابیفتم؟ چیزی جا نمونده؟
امیلی: نُو
سوزومه: لتس گو تو نیاگارا
«دو ونیم ساعت بعد»
سوزومه: جنیور ما امروز میرسیم ایا
جنیور: دیگه داریم میرسیم
سوزومه: راستی کار پیدا کرم
لیلی: پاره وقت
سوزومه: اره بعد مدرسه از ساعت 3 تا 9
امیلی: همون کاری که میخواستیه
جنیور: برای چی میخوای کار کنی
سوزومه: میخوام پول در بیارم
جنیور: چقد میخوای برات جور میکنم
سوزومه: قضیه این نیست، خودم این شغل رو دوست دارم
ری: چی هست کارت
دیدگاه ها (۱)

part 40اسلاید دوتا شیش غذا هایی که سفاش دادن اسلاید هفتم پل ...

رمان

رمان

عزیزان ببخشید دیر شد این روی هر تصویر اسمش هست بر حسب شخصیت ...

𝐦𝐢𝐧𝐞#𝐦𝐢𝐧𝐞𝐩𝐚𝐫𝐭 ¹( ویو کاترینا )با صدای آلارم گوشیم بیدار شدم ...

spanish girl:10

spanish girl:7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط