{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part 40
اسلاید دوتا شیش غذا هایی که سفاش دادن اسلاید هفتم پل بین کانادا و امریکا


سوزومه: کاشت
ری: اوم
لیلی: فقط من گشنمه یا شماهم باهام هم دردید
امیلی: منم بجور گشنمه
جنیور: دیگه رسیدیم
ری: صبحونه رو اینجا میخوارین یا اون ور
سوزومه: صبحونه رو اینجا بخوریم ناهار اونجا
لیلی: این خوبه
امیلی: منم موافقم
جنیور: اوکی پس جلوی یه رستوران نگه میدارم
جنیور ماشین رو جلوی یه رستوران نگه داشت همه پیا ده شدنو وارد رستوران شدنو دور یه میز نشستن گارسون اومد منو رو دادو منتظر سفارششون شد
جنیور: چی میخورید
سوزومه: من یه تخم مرغ بندیکت
لیلی: منم یه پارمو
امیلی: منم یه اتریشی
ری: برای من یه کرپ نوتلا با میوه
جنیور: پس منم تاکو سفارش میدم
گارسون سفارشارو نوشت رفت
ری: خب الان میخوای کجا برید
سوزومه: اول اینجارو میگردیم بعد میرین نیاگارا
ری: اوکی............. سوزی نظرت درباره دنیل که عوض نشدع؟
سوزومه: اوم داره ازش خوشم میاد
لیلی: مگه قبلا چطور بود
ری: فقط برای در رفتن از قرار های تعیین شده میخواست باهاش باشه
امیلی: پس داری عاشقش میشی
سوزومه: یجورایی
گارسون: بفرمایید سفارشتون
سوزومه: ممنون
گارسون: قابلی نداره امیدوارم از غذاتون لذت ببرید
غذا هاشونو خوردنو سوار ماشین شدن از پل عبور کردنو وارد شهر نیاگارا شدن
دیدگاه ها (۱)

رمان

part 42اسلاید دو تا شش اسموتی هایی که سفارش دادن اسلاید هفت ...

part 39اسلاید2:لباس دخترااسلاید3:استایل ریاسلاید4:استایل جنی...

رمان

spanish girl:3

spanish girl:31

spanish girl:29

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط