{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یوسف نعان من

یوسف ڪنعان مـــن
ڪنعان شعرم پیر شد...
باز آے از مصر
باور کن ڪه دیگر دیر شد...
درد هجــــــرت،
چشم یعقوب دلم را ڪور ڪرد
پس تو پیراهن بـــیاور،
ناله ام شب گیر شـــــد...
اے ڪه چــــون موسے
عصایت را به دل مےزنی
مُــــردم از غــــــم،
این عصا در قلب من چون تیر شد.
الهی بحق مهدی فاطمه عجل لولیک الفرج
دیدگاه ها (۳)

خدایا .. من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم همانیکه...

خدای من....

ای کاش کتیبه قـبـرم در انعکاس پرتو خورشـید نـام شـهـیـد دا...

حجه الاسلام والمسلمین آقای شیخ علی صافی از پدر عیال خود نقل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط